|
شعرهای عاشقانه و غمگین
|
روی سرنوشتم انگار مهر این حادثه خورده بود
همیشه بهم می گفتن تو دوباره دیر رسیدی
دوباره شکست و تاخیر با یه دنیا ناامیدی
گلی رو که من می خواستم یکی قبلا چیده بود
قبل من یکی همیشه به مقصد رسیده بود
نیمکت رو به بلوطا شد مال یه کس دیگه
آخه دیر رسیده بودم اینو یه پرنده می گه
قبل من یکی طلسم قلعه دور رو شکسته
حالا رفته توی قلعه خوش و بی غصه نشسته
هدیه ای که دیده بودم قبل من یکی خریده
من همون مسافرم که به ترن باز نرسیده
همیشه دیر می رسیدم حتی موقع قرارم
حالا هم واسه همینه که تو دنیا تو رو دارم
تو رو هرگز نمی دیدم اگه زود رسیده بودم
اگه اون گل ه موقع از تو صحرا چیده بودم
توی بازی زمونه خیلی وقتا دیگه دیره
یکی اما پیدا میشه که دس تو رو می گیره
نکنه هنوز همونم یه مسافر توی بن بست
که رو جاده های حسرت بانگاهش می کشه دست
راس بگو حقیقتی تو ؟ یا تو خواب و رویاهامی
بگو که دیر نرسیدم تو تا آخرش باهامی
بگو چون که دیر رسیدم تو مال منی همیشه
قصه ما رو اگر چه هیچکی باورش نمیشه
مریم حیدر زاده : کتاب اون یکی رو جز من داشت