تبليغاتX
تنهایی زیباست
شعرهای عاشقانه و غمگین
 

 

      ( در زندگی چنان عمل کن که شکست برایت امکان پذیر نباشد )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 21:29  توسط م . ج  | 

 

 

       ( آنکه در نبرد با زندگی لبخند می زند قابل ستایش است )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 6:4  توسط م . ج  | 

مریم پائیزی من گره اخماتو واکن

دساتو بالا بگیرو ، واسه فر اها دعا کن

وعدمون هر روز ابری زیر الماسای بارون

چه بهار باشه چه پائیز ، چه تابستون چه زمستون

یه روزی میام کنارت تو رو می برم تا خورشید

یه روز که رفته باشه از نگات سایه تردید

آسمون آرزوتو چرا بی ستاره کردی

هرچی که نامه نوشتم چرا رفتی پاره گردی

سرنوشت ما همیشه مثل حالا تلخ وبد نیست

شاید اونجوری که می خوای کسی عاشقی بلد نیست

گل مریم توی ئنیا همه جا غصه و درده

ولی با عشق و صبوری اون که رفته برمی گرده

در آسمون همیشه رو نیازا بازه مریم

دیر می یام منتظر باش راستش این یه رازه مریم

وقتی یاد تو می افتم معبد دلم می لرزه

تو کنارمی همیشه جاتم این جا سبزه سبزه

توی کوچه رسیدن می پاشیم آب فراوان

می ذاریم شادی و قران، میاریم آینه و شمدون

می ریزم گلای یاسو زیر پاهای تو کم کم

تو فقط منتظرم باش نازنینم گل مریم

نیمه گمشده من بی بهنونه مال من باش

من تو فکر تو می مونم تو توی خیال من باش

قصه پاکی چشمات موندنی ترین ترانس

لحن ناز و مهربونت یه کتاب عاشقانه س

مریم چشم انتظارم دیگه نزدیکه رسیدن

نگو تنهام نگو مردم روی خوش نشون نمی دن

دختر شبای پاییز می مونم با تو همیشه

واسه من هیچکی تو دنیا مریم خودم نمیشه 

مریم حیدرزاده : کتاب اون یکی رو جز من داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 14:25  توسط م . ج  | 

 

ســــــال نـــــو مـــــبــــــــارک

 

امیدوارم که امسال سال خوب و پر برکتی واسه شما همه دوستان خوبم باشه

سلامت - ‌سعادت

سیادت - سرور

سروری -  سبزه

سر  - زندگی

هفت سین

 زندگیتان باد

نوروز پیش آپیش مبارک

 قربان همتون  محمود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:46  توسط م . ج  | 

مـــتــین تــــــــرین کلــــــــــــمه   «  عشــــــــــق »     است

 

جـــــــذاب تـــــرین کلــــــــــــمه   « آشـــــــــنایی »    است

 

 پـــاکــــــتریـــن کلــــــــــــــــمه   « وجــــــــــــدان »   است

 

تلـــــخ تریـــــــن کلــــــــــــــــمه   « جــــــــــدایی  »   است

 

زشـت تـــــــرین کلـــــــــــــــــمه   «خیــــــــــــانت  »   است

 

سخت تـــــــرین کلـــــــــــــــــمه    « تنهــــــــــایی »   است

 

بـــدتــــــــــرین کلــــــــــــــــــــمه   « بی وفـــــایی »    است

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 10:5  توسط م . ج  | 

باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه
باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم
 
من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم...نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟
 
نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟؟؟
 
نمی فهمم..کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده
کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟
 
نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران, عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟
 
یاد ارم, روز باران را
یاد ارم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران..از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمی دانم
کجای این لجن زیباست؟؟؟؟
 
بشنو از من, کودک من
پیش چشمم, مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست
و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست
 و باران من و تو درد و غم دارد
 
با تشکر از آقا حسام
 
+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 18:58  توسط م . ج  | 

روی هرچی دست گذاشتم یکی زودتر اونو برده بود

روی سرنوشتم انگار مهر این حادثه خورده بود

همیشه بهم می گفتن تو دوباره دیر رسیدی

دوباره شکست و تاخیر با یه دنیا ناامیدی

گلی رو که من می خواستم یکی قبلا چیده بود

قبل من یکی همیشه به مقصد رسیده بود

نیمکت رو به بلوطا شد مال یه کس دیگه

آخه دیر رسیده بودم اینو یه پرنده می گه

قبل من یکی طلسم قلعه دور رو شکسته

حالا رفته توی قلعه خوش و بی غصه نشسته

هدیه ای که دیده بودم قبل من یکی خریده

من همون مسافرم که به ترن باز نرسیده

همیشه دیر می رسیدم حتی موقع قرارم

حالا هم واسه همینه که تو دنیا تو رو دارم

تو رو هرگز نمی دیدم اگه زود رسیده بودم

اگه اون گل ه موقع از تو صحرا چیده بودم

توی بازی زمونه خیلی وقتا دیگه دیره

یکی اما پیدا میشه که دس تو رو می گیره

نکنه هنوز همونم یه مسافر توی بن بست

که رو جاده های حسرت بانگاهش می کشه دست

راس بگو حقیقتی تو ؟ یا تو خواب و رویاهامی

بگو که دیر نرسیدم تو تا آخرش باهامی

بگو چون که دیر رسیدم تو مال منی همیشه

قصه ما رو اگر چه هیچکی باورش نمیشه  

 

                                                                 مریم حیدر زاده : کتاب اون یکی رو جز من داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 16:14  توسط م . ج  | 

ای خدا ای خدا ای خدا


دیگه دنیا واسه من تاریکه


زندگی کوره رهی باریکه


آخر قصه من نزدیکه


این منم از همه جا وا مانده


از همه مردم دنیا رانده


رانده و خسته و تنها مانده


ای خدا ای خدا ای خدا

عشق بی غم توی خونه


خنده های بچه گونه


به دلم شد آرزو


بازی عمرمو باختم


کاخ امیدی که ساختم


عاقبت شد زیر و رو


ای خدا ای خدا ای خدا

تو بر من ای فلک بیداد کردی


دل شاد مرا ناشاد کردی


شکستی در گلویم شوق آواز


نصیبم نصیبم ناله و فریاد کردی

ای خدا ای خدا ای خدا


دیگه دنیا واسه من تاریکه


زندگی کوره رهی باریکه


آخر قصه من نزدیکه


این منم از همه جا وا مانده


از همه مردم دنیا رانده


رانده و خسته و تنها مانده


ای خدا ای خدا ای خدا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 19:1  توسط م . ج  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 14:58  توسط م . ج  | 

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و هوا خنک بود

تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود

تنگ بلوری دلت درست مث دل من

کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود

وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی

توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود

چه روزا که با هم مسابقه می ذاشتیم

که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود؟

تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید

راستش ذلم خونه تردید و هراس و شک بود

دیگه نه از تو خبری بود نه از آرزوهات

قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود

یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بودو

اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود

تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی

عاشقیمون یه بازی شاید یه الک دولک بود

نه باورم نمیشه که تو اینو گفته باشی

کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود

قصه با تو بودن و میشه فقط یه جور گفت

کسی رو که رو زخمای قلب من مث نمک بود

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:32  توسط م . ج  |